وبلاگ تخصصی درس دینی عربی قران راهنمائی
مطالبی آموزنده در زمینه کتب دینی عربی و قرآن مقطع راهنمایی
|
|
|
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط حسینی
|
معماها: نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط حسینی
|
کلمه بر سه قسمت تقسیم می شود:1-اسم 2-فعل 3- حرف اسم به دو قسمت تقسیم می شود:1-تقسیم بندی اسم ازلحاظ جنس 2- تقسیم بندی اسم از لحاظ عدد تقسیم بندی اسم از لحاظ جنس:1-مذکر(برای آقایان) 2-مونث(برای خانم ها) تقسیم بندی اسم از لحاظ عدد:1-مفرد 2-مثنی 3-جمع مفرد:کلمه هیچ تغییری نمی کند. مثنی:وقتی می خواهیم اسمی بر دوشخص دلالت کند؛به آخرآن "الف و نون"(انِ) "یاء و نون"(ینِ) اضافه می کنیم. جمع:1-جمع مذکرسالم 2-جمع مونث سالم 3-جمع مکسر جمع مذکر سالم و جمع مونث سالم: وقتی می خواهیم اسمی بر بیش از دو شخص دلالت کند،به آخر آن "واو و نون" یا "یاء و نون"(ینَ) اضافه می کنیم. به این جمع "جمع مذکر سالم" می گوییم. اما اگر اسم دارای «ة» باشد (مونث)، برای جمع بستن از "ات" استفاده می کنیم و حرف «ة» قبل از اضافه کردن "ات" حذف می کنیم. به این جمع "جمع مونث سالم" می گویند. نوشته شده در تاريخ شنبه نهم آبان 1388 توسط حسینی
|
نوشته شده در تاريخ جمعه یکم آبان 1388 توسط حسینی
|
از فرمايش امام صادق عليه السلام چنين بر مي آيد که خضر را خدا به سوي قومش مبعوث فرموده بود و او مردم را به سوي توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و کتاب هاي او دعوت مي کرد. از معجزاتش اين بود که روي هر زمين خشکي مي نشست، زمين سبز و خرم مي گشت و دليل نامش، خضر(سبز) نيز همين است. نام اصلي خضر «تاليا بن ملکان بن عامر بن أرفخشيد بن سام بن نوح عليه السلام» است.
او همان عالم الاهي بود که موسي به ديدارش رفت و در قرآن بدون ذکر نام با عبارتي درخشان ستوده شده است:«عبداً من عبادنا اّتيناه رحمة من عندنا و علمنا من لدنا علماً.» (او يکي از بندگان ما بود که رحمت خويش را به سويش فروفرستاديم و از نزد خويش به او علم آموختيم.) در قرآن کريم درباره ي حضرت خضر غير از توصيف مذکور و داستان همراهي حضرت موسي با او چيز ديگري ذکر نشده است. از امام صادق (ع)آورده اند که...اما آن بنده صالح خدا خضر، خداوند عمر او را نه به خاطر رسالتش طولانى گردانيد و نه به خاطرکتابى که بدو نازل کند و نه به خاطر اين که به وسيله او و شريعت او، شريعت پيامبران پيش از او را نسخ کند ونه به خاطر امامتى که بندگانش بدو اقتدا نمايند و نه به خاطر طاعتى که خدا بر او واجب ساخته بود، بلکه خداى جهان آفرين، بدان دليل که اراده فرموده بود عمرگرامى قائم (ع) را در دوران غيبت او بسيار طولانى سازد ومى دانست که بندگانش بر طول عمر او ايراد واشکال خواهند نمود، به همين جهت عمر اين بنده صالح خويش خضررا طولانى ساخت که بدان استدلال شود و عمر قائم (ع) بدان تشبيه گردد و بدين وسيله اشکال و ايراد دشمنان و بدانديشان باطل گردد. بدون ترديد او زنده است وهم اکنون بيش از شش هزار سال از عمر شريفش مى گذرد. زندگى حضرت خضر ورفتنش به بحر ظلمات وخوردنش از آب حيات خود داستان مفضلى است که درکتب تاريخى وحديثى به تفصيل از آن بحث شده است. شرکت حضرت خضر در مراسم عيد غدير در سرزمين غدير خم ودر مراسم سوگوارى رسول اکرم (ص) به هنگام رحلت آن حضرت ودر سوگ حضرت على (ع) به هنگام شهادت آن حضرت درکتاب هاى حديثى مشروحا آمده است . امام رضا(ع) مى فرمايد:حضرت خضر(ع)از آب حيات خورد،او زنده است وتا دميده شدن صور از دنيا نمى رود، او پيش ما مى آيد وبر ما سلام مى کند، ما صدايش را مى شنويم و خودش را نمى بينيم، او در مراسم حج شرکت مى کند وهمه مناسک را انجام مى دهد، در روز عرفه در سرزمين عرفات مى ايستد وبراى دعاى مؤمنان آمين مى گويد. خداوند به وسيله او در زمان غيبت، از قائم ما رفع غربت مى کند وبه وسيله او وحشتش را تبديل به انس مى کند. از اين حديث استفاده مى شودکه حضرت خضر(ع) جزء سى نفرى است که همواره در محضر حضرت بقية الله (عج) هستند ورتق وفتق امور به فرمان آن حضرت در دست آن هاست. منبع:http://bee.parsiblog.com/412867.htm نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط حسینی
|
هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است. * قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد. * هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است. * شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند. * بزرگترين جهاد، مبارزه با نفس است. * شمشير آخته دردست مرد شجاع، عزيزتر از سخن راست نيست. * زشت ترين سخن راست، ستايش انسان از خويشتن است. * بهترين گفتارها آن است كه عمل تصديق كند. * هركه نيكي را از بدي نشناسد، از چهارپايان است ! * بايد مردم در برابر حق نزد تو مساوي و يكسان باشند. * بر برادر تو همان حقي است كه تو داري. * من گواهي شخص فاسق را جز عليه خودش قبول نميكنم. * نيكي و احسان را جز آدم نادان رد نميكند. نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 توسط حسینی
|
العاجز من عجز عن اکتساب الثواب عاجز کسی است که از بدست آوردن ثواب ناتوان باشد . نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388 توسط حسینی
|
پيش بينی روشن شدن يگانگی در هستی « خدا روشن کرده که خدائی غير از او وجود ندارد. قوانين هستی و دانشمندان نيز همين را روشن خواهند کرد. او هستی را به قسط اداره می کند. خدائی غير از او وجود ندارد. او قدرتمند است ولی پديده ها را با حکمت اداره می کند». (واژه «مَـلائِـکِـه» جمع مَـلـَکْ است (از مصادر مَـلـْکْ ـ اَلـَکْ و لَـئْک) به مـعـنی: پـيـام رساننده، واسط، کسی يا چيزيکه بنمايندگی از کسی کاری را انجام می دهد، گمارده، و مـفـاهـيـمـی از اين قـبـيل. در قـرآن از جـمله به قـوانين طبيعت (مانند نيروی جاذبه) و نـيـروهـا و مـوجوداتی که از طرف خداوند مأموريت می گيرند اطلاق می شـود. در آيه به معنی: قوانين حاکم بر پديده ها بکار گرفته شده است). در گذشته و در دوران محمد برخی بر اين باور بوده اند که خدايان متعددی وجود دارد و هر خدائی چيزی را آفريده و اداره می کند. آيه می گويد که: قانونمنديهای هستی و دانشمندان روشن خواهند کرد که يک خدا بيشتر وجود ندارد. امروزه قوانين فيزيکی حاکم بر پديده های هستی و دانشمندانی که در اين زمينه کار می کنند روشن کرده اند و گواهی می دهند که هستی از يک نقطه آغاز شده و در نهايت نيز به يک نقطه برخواهد گشت، و يک واحد يک پارچه است و قوانين مشترکی بر آن حاکم است، و پديده های هستی از عناصر مشترکی ساخته شده اند. و به اين شکل يگانگی در هستی را روشن کرده اند و گواهی داده اند. نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط حسینی
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط حسینی
|
داستان ذیل را همکاران عزیز می توانند جهت ایجاد انگیزه در بین دانش آموزان بگذارند تا آنها پس از ترجمه ،آنرا تحویل شما عزیزان بدهند.فکر می کنم داستانهایی از این دست یا ساده تر راه خوبی باشه برای ایجاد انگیزه.البته برای بچه های پایه سوم راهنمایی الوفاء للوطن كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يحب مكة حبَّا كبيرًا، فهى بلده الذى ولد فيه، وفيها بيت الله الحرام، وعلى أرضها نزل الوحى لأول مرة. ولما اشتد إيذاء المشركين للرسول صلى الله عليه وسلم وصحابته فى مكة، أمره الله -تعالى- بالهجرة إلى المدينة. فلما خرج صلى الله عليه وسلم من مكة نظر إليها نظرة المحب الوفى، وأخذ يودِّعها، وهو يقول:(والله إنك لخير أرض الله، وأحب أرض الله إلى الله، ولولا أنى أُخرجت منك ما خرجت). وبعد ثمانى سنوات، كتب الله لنبيه صلى الله عليه وسلم أن يعود إلى مكة فاتحًا ومنتصرًا، بعد أن اضطر إلى الخروج منها، فدخلها النبى صلى الله عليه وسلم فرحًا مسروراً، وعفا عن أهلها برغم ما فعلوه معه. وهكذا يكون الوفاء للوطن، والمسلم يكون محبَّا لوطنه، حريصًا على مصلحته، وفيَّا له نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388 توسط حسینی
|
1- قبل از آغاز تدريس بخش شناخت، دبير محترم در بارهي اهداف مباحث شناخت براي دانش آموزان توضيحات لازم را مي دهد تا آنان با اهداف و با فلسفه طرح مباحث مختلف شناخت آشنايي لازم را پيدا كنند. 2- دبير محترم روش تدريس بخش شناخت را براي دانش آموزان به طور مختصر مطرح كرده و سعي شود اين روش تا پايان سال تحصيلي رعايت شود. 3- در آغاز تدريس هر موضوع مربوط به شناخت، توضيحات مختصري از سوي دبير محترم براي دانش آموزان داده مي شود. 4- موضوع شناخت توسط يك نفر از دانش آموزان خوانده مي شود. ( سعي شود طوري برنامه ريزي شود كه دانش آموزان براي خواندن مباحث به طور تصادفي انتخاب شوند) 5- پس از خواندن موضع مي توان با دانش آموزان در بارهي آن از طريق طرح سؤالات واگرا به گفت و گو پرداخت و از طريق بارش فكري به سؤالات آنان پاسخ لازم را داد. 6- مي توان از دانش آموزان خواست در جهت تكميل مباحث شناخت تحقيقات دسته جمعي يا انفرادي انجام دهند و در فرصت هاي پيش آمده در كلاس در بارهي آن به گفت و گو بپردازند. 7- تشويق دانش آموزان به فعاليت هاي قرآني خارج از كلاس مي توان زمينهي انس بيش ترآن ها را با قرآن كريم فراهم آورد. 8- براي فعاليت هاي خارج از كلاس دانش آموزان در بارهي موضوعات شناخت مي توان از 5 نمره فعاليت هاي خارج از كلاس نمره اي در نظر گرفت. 9- از مباحث شناخت در نوبت اول و دوم نبايد آزموني به عمل آيد. 10- در بارهي تصاوير موجود در كتاب براي دانش آموزان صحبت كنيد يه زمينهي تحقيق را براي آنان فراهم كنيد. 11- دبير محترم حتماً در بارهي موضوعات شناخت مطالعات خارج از كتاب و تكميلي داشته باشد.
|
|